۱۴۰۵ خرداد ۲۸, پنجشنبه

آفرینش

 به مریم ایمانی
——————

نقشی می‌کشی، هنوز
با آب و رنگ
بر برگ‌های کتابی متروک، که …
متروکه؟
بر برگ‌های کتابی که کلمه کلمه بستر شود 
آب را
و رنگ را 
و نقش را 
از خیالت
که خیالت 
نقش را 
با رنگ و
آب
بر کلمه
کلمه
کلمه
کلمه، کلمه‌ی کتابی متروک را
جانی بخشد
دوباره
که «در آغاز کلمه بود»
و
«کلمه خدا بود» 
و 
«خدا آسمان‌ها و زمین را آفرید»
«بی‌شکل و خالی»
بر پهنه‌ی تاریک
تاریکی اعماق
بر اعماق تاریکی، خدا زمین را آفرید،
بی‌شکل و خالی
و نور بر آن پاشید
و نور را پسندید و 
خدا نور بود
و رنگ از نور
پاشیده بر تاریکی ژرفای آب‌ها
که تو نور را
و رنگ را
و آب را 
شکلی کنی 
بر کلمه کلمه‌ی کتابی متروک‌که 
 در آغاز حیات در خدا بود
و خدا نور بود
نور همه‌ی مردم
درخشنده بر تاریکی 
که هیچ تاریکی خموشش نتوان کردن.

۱۹ ژوئن ۲۰۲۶

هگرستون-هکنی-شرق لندن-در تاریکی.

۱۴۰۵ خرداد ۱۳, چهارشنبه

 باغچه اى باشد

تاريك

در غروب نارنجى تابستانى دم كرده

بوى خاك نم خورده در هوا باشد 

استكانى چاى 

خاطرى مجموع

كه آردهايش را بيخته

نسيمى هم بوزد از شمال 

كمى آن سوتر 

!صدای زنگوله هم بيايد، چه بهتر 

دست‌هايم را در آب رودخانه بشورم

بي شور بنيشنم

كودك بشوم

بی‌خيال فردا

با خيالى راحت اما

كه آردهايش را بيخته

،فردا هم كه نياید

!چه بهتر


٣ ژوئن ٢٠١٤